جمال الدين محمد الخوانساري

80

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

« زيادتيها » چيزى چند است كه در كار نيست وزياد است بر مهمّات اين كس . 1915 الحزم النّظر في العواقب ومشاورة ذوى العقول . دور انديشى نگاه كردن است در عاقبتها يعنى عاقبت هر كار كه ارادهء كردن آن داشته باشد ومشورت كردن با خردمندان وصاحبان عقلها . 1916 التّوكّل التّبرى من الحول والقوّة وانتظار ما يأتي به « 1 » القدر . توكّل بيزارى جستن است از حول وقوّت وخود را خالى دانستن از آن ، وانتظار كشيدن آنچه را بيايد بآن قضا وتقدير حق تعالى ، « حول » نيز بمعنى قوّت وتوانائى است وذكر « قوت » بعد از آن تأكيد است . 1917 الدّهر يومان يوم لك ويوم عليك فإذا كان لك فلا تبطر وإذا كان عليك فاصطبر . دنيا دو روزست روزى از براي تست يعنى نفع تو در آن است ، وروزى برتست يعنى ضررى بتو رساند ، پس هرگاه از براي تو بوده باشد پس شادى مكن وطغيان ويا سركشى مكن وهر گاه بوده باشد بر تو پس صبر وشكيبائى كن . 1918 أخوك في اللّه من هداك إلى رشاد ونهاك عن فساد وأعانك إلى اصلاح معاد . برادر تو در راه خدا كسى است كه هدايت كند ترا يعنى راه بنمايد يا برساند بسوى راه راست ، ونهى كند ترا از فسادى ، ويارى كند ترا برساز راه روز بازگشت . 1919 الكيس تقوى اللّه سبحانه وتجنّب المحارم واصلاح المعاد . زيركى ترس از خداست كه پاك است أو ودورى گزيدن از حرامها وگرفتن ساز راه آخرت .

--> ( 1 ) باء « به » براي تعديه است يعنى بيارد آن را قدر إلهي .